محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

124

مجربات اكبرى ( فارسى )

المقدار باشد در ظرفى اندازند و بمقابله پنج ماشه ، بصرى آب يك ليمون اندازند كه تمام جذب شود . ديگر ؛ آنست كه سنگ بصرى را در برگ انار كه دو سه مشت باشد گرفته آتش دهند بمنقاخ تا سرخ شود پس در گلاب سرد نمايند هميسان بيست و يك مرتبه به برگ انار نهاده آتش دهند و به گلاب سرد سازند پس دو سرخ ، از اين سائيده و با دو ماشه ، بارتنگ « 1 » ، آميزند و بدهند و غذا كدوى بى روغن و خشكه سازند سنگرهنى را مجرب است . ديگر ؛ سنگ بصرى ده دام ، جغرات چكه يك سير ، سنگ بصرى را در آتش سرخ كرده و در جغرات سرد نمايند تا بيست و يك بار پس باريك بسايند بصرى را و ده ماشه ، جوترى در وى آميزند و باريك ساخته بدارند و يك ماشه ، به مريض دهند كه با آب فرو برد و متصل خوردن وى چند لقمه نان مرغن تناول كنند سنگرهنى هفت ساله دور شود . ديگر ؛ سنگ بصرى زرد بشب هر قدر كه باشد در آتش سرخ كنند و در گلاب سرد نمايند بيست و يك بار و اگر صد و يك بار كنند بهتر باشد و بعده باريك سائيده هم چند وى جوترى آميزند و هر روز دو ماشه ، بخورند تا سه يا هفت روز و بعد خوردن وى گرمى در معده پديد مىآيد در گرسنگى بايد كه كطهچرى مرغن تناول كنند و اگر هاضمه كفايت كند ، روغن وافر خورند و گر نه لقمه چند مرغن خوردن ضروراست ، زيرا كه مضرت را دور مىكند روغن . ديگر ؛ ايتسار را باز دارد جايفل يك عدد ، خرما دو عدد ، افيون يك ماشه ، از جمله هفت حب بندند يكى در نهار دهند .

--> ( 1 ) - بارتنگ : لسان الحمل .